بازی های روانی یا تقلید شده، یا به شکل وظیفه آموخته میشن و اگر فردی در کودکی این بازی ها رو از پدر و مادر خود تقلید کرده باشه، در بزرگسالی با بازی کردن نقش های مشابه ، این رفتار ها رو تکرار می کنه.
چون انسانها از کودکی بیان صحیح خواسته ها و نیازهای خود رو نیاموختن، از بازی های روانی برای بیان غیرمستقیم نیازها ، طفره رفتن از بیان ، یافتن احساس امنیت و جلوگیری از خطر احتمالی طردشدگی استفاده می کنن.
مشاهده ی دقیق فعالیت های اجتماعی فی البداهه که بیشترین اثر رو در انواع خاصی از گروه های روان درمانی داشته، نشون میده که گهگاه حالات و دیدگاه ها و لحن صدا و کلمات و سایر جنبه های رفتار مردم ، تغییرات قابل توجهی پیدا می کنه. این تغییرات رفتاری اغلب با تغییرات احساسی همراه هست.
در هر فرد ، مجموعه ای از الگوهای رفتاری خاص معرف یک حالت روانی اوست، به زبان تخصصی «حالت من» رو از نقطه نظر پدیده شناسی ، می تونیم یک نظام احساسی مرتبط ، و در عمل مجموعه ای از الگوهای رفتاری مرتبط توصیف کنیم.
«حالت من» نظامی احساسی ست که الگوهای رفتاری مربوط به خود رو به همراه داره. آنها نقش نیستن بلکه واقعیت های روانی هستن.
نمایش سه دسته حالات من «والد» ، «بالغ» ، «کودک» نام دارن و این سه واژه ی ساده تمام مقاصد ما رو در تحلیل تبادلات و بازی ها (به استثنای مباحث فنی) برآورده می کنن.
🍃حالت نفسانی والد: مجموعه ای از رفتار ، افکار و احساس هست که از والدین یا جانشین روانی آنها یاد میگیریم.
🍃حالت نفسانی بالغ: آن دسته از رفتار ، افکار و احساس هست که پاسخ مستقیمی به واقعیت اکنون و اینجاست.
🍃حالت نفسانی کودک: مجموعه ای از رفتار ، افکار و احساس هست که نتیجه ی بازنوازی تجربیات دوران کودکی و تصمیمات مربوط به آن زمان هست.
منبع : کتاب بازی ها _ اریک برن



